بویه بارون تبه دستات ,آخ که چه حالی دارم
کی میشه من یه روزی سر رو شونت بذارم
نمی خوام قصه مون شه قصه بغض و کینه
وقتی چشام یه لحظه عکسه تو رو می بینه
بیا اینجا که با تو به همه دنیا می خندم
در به رویه هرچی غم و غصه است می بندم
هنوزم از تویه عکس مثه آتیشه چشمات
اگه ماله من می شد یه روزی ای کـــــــــــــاش
