به چه می خندی تو! به مفهوم غم انگیز جدایی؟ به چه چیز ؟
به شکست دل من یا به پیروزی خویش ؟ به چه می خندی تو ؟
به نگاهم که چه مستانه تو را باور کرد؟یا به افسونگری چشمانت
که مرا سوخت و خاکستر کرد؟ به چه می خندی تو؟ به دل ساده من
می خندی که دگر تا به ابد نیز به فکر خود نیست؟ خنده دار است بخند

آدمای خوب از یاد ما نمیرن، از دل نمیرن، از ذهن نمیرن، ولی زودتر از اونی که فکرشو کنی از پیشت میرن!
![]()
شب رو دوست دارم! چون :
ديگه رهگذري از كوچه پس كو چه هاي شهرم نمي گذره تا سر گردونی مو ببينه , چون انتها رو نمي بينم ,تا براي رسيدن به اون اشتياقي نداشته باشم...
شب رو دوست دارم چون ديگه هيچ عابري از دور اشك هاي يخ زده ام رو گوشه ي چشمای بي فروغم نمي بينه...
شب رو دوست دارم چون:
اولين بار تو رو شب يافتم از شب مي ترسم : تو رو در شب از دست دادم.
از شب متنفرم ، به اندازه ي تمام عشق هاي دروغين با آفتاب قهرم چرا شبها به ديدارم نمي آيد؟

همه دلخوشیم تو بودی , بگو چی کم گذاشتم!
تو دله حادثه گم شد اونهمه عشق که داشتیم
ساده ازم گذشتی بگو دوسم نداشتی...

دلم گرفته چشام می خواد بباره
تنهام گذاشته رفته اونکه دوسم نداره
یه آرزویی داشتم که با منی همیشه
می خوام فراموش کنم با تو دیگه نمیشه
بذار برات یه شمع باشم , بسوزم و تموم بشم
یا که برات غروب باشم , یه شبه بی ستاره شم
بذار که تنها بمونم , تو تنهایی اسیر بشم
یا که پرنده ای باشم از دله تو پر بکشم

چی میشد که با تو باشم حتی تویه رویا
من تو رو دوست دارم اندازه ی یه دنیا
دلش میگیره آسمون برای من که تنهام
دوباره قطره های گرم اشک من
می ریزه دونه دونه روی گونه هام

آروم شي بي صدا ميشم ، نفس بخواي هوا ميشم
ترانه شي سازت مي شم ، زمين بشي خاكت مي شم
بگو كه ميموني پيشم ، هر چي بخواي همون ميشم

چند روزیست که
روزگـــارم از این و آن پـُرسـیدنیـسـت
گـــاه بر روی زمــیـــن زل مــی زنـــم
گــــاه بر حـــافـــظ تفـــأل مـــی زنــم
حـــافـــظ دیــوانـــه فـــالـــم را گــرفت
یک غــــزل آمــد کـــه حالــم را گرفت
ما ز یاران چشــم یـــاری داشـتــیـم
خود غلـط بود آنچــه می پنداشتیـم

باد كه مياد آروم آروم قاصدك هارو مياره
دلم ميگه خدا كنه باز خبر از تو بياره
چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره
خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره

نگاهم كردپنداشتم دوستم دارد...
نگاهم كرد در نگاهش بوي عشق را خواندم...
نكاهم كرد دل به اوباختم...
نگاهم كردزندگي را به او دادم ...
ولي بعدها فهميدم فقط نگاهم كرد...

بازم بی تو تنها می مونم امشب
تویه آسمونم ستاره ای ندارم
دیگه دله من عاشقه بی وفایی مثه تو نمی شه
بعده من غصه می شه همدمه تو
دوباره عاشقت شدن یه آرزوست برای تو
من که همیشه خواستمت اینو تو نگاهم می خونی
دیگه چرا نمی تونی باور کنی حرفامو


یاده بازی یه قدیمی
با رفقای صمیمی
تویه بازی یه زمونه
عشقه که فــقط می مونه
خاطراتمون حروم شد
دیگه بازی تموم شد
حالا دیگه وقته خوابه
عکسه قشنگت تویه قابه...