تبليغاتX
JoOJoO Tala
You Mean Every Thing For Me

man omadam....

چه لطیف است حس آغازی دوباره،

و چه زیباست رسیدن دوباره به روز زیبای آغاز تنفس...

و چه اندازه عجیب است ، روز ابتدای بودن!

و چه اندازه شیرین است امروز...

روز میلاد...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:50 توسط JoOJoO Tanha |

tavalodam mobarak

۶۸/۲۰/۹ فکر می کنم یه دوشنبه بود که به دنیا اومدم. از همون اولش با بقیه بچه ها فرق داشتم. خاله هام میگن من وقتی هنوز تو بیمارستان بودم با لیوان آب می خوردم و به جای شیر کلی هله هوله(با کدوم ه-ح نوشته میشه) بهم می دادن.با این که تویه روز پاییزی به دنیا اومدم ولی زیاد از سرماش خوشم نمیاد . خیلی آذر رو دوست دارم.

                                             راستی فردا هم تولد خاله و دختر داییم .

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیستم آذر 1386ساعت 10:43 توسط JoOJoO Tanha |

من و فرح از اول دبستان با هم بودیم.
میدونین من خیلی دوست داشتم امشب میرفتم ولی به خاطر یه شوخی از دستش ناراحت شدم و دیگه شرکت هم نرفتم(حالا دیدی لوسم
 :)
خیلی یه جوری ام آخه میدونین امشب یکی از بهترین دوستام قراره واسه یه عمر خوشبخت بشه.
منم احساس غرور میکنم نمیدونم چرا ...

Farahnaz & Mojtaba


امروز رفتم مدرسه اصلا مثل پارسال نبود . خیلی بی روح وسرد بود . نه سروصدایی نه شروشوری بچه ها همه بی بخارو...
خیلی دلم گرفته بود ولی به روی خودم نیاوردم:).
دلم واسه ی همه ی ارازل کلاس تنگ شده
واسه: آتنا . نجمه . سوسن . ناهید . محبوبه . زهره . ساناز .نفیسه . فرح . شقایق و طاهره
ما ها یعنی منو آتنا و ناهید جزو حادثه ساز ترین افراد مدرسه بودیم سوسن و نجمه هم که آب زیر کاه بودن
این شعرو نجمه وقتی کلاس دوم بودیم گفته.اگه بچه ها رو بشناسی با خوندنش 100% از خنده میمیری


یادش به خیــــــــــر...


دوم کامپیوتر


دوم کامپیوتر کلاس خوشگلای
مخصوصا که توشون دلدار که خیلی ماهه
دوم کامپیوترکلاس خنده داریست
دارای چند قد کوتاه با دو سه تا قناریست
میز اول دو  تا جاسوس می شینن
 فکر می کنن کی هستن , این قدر قیافه می گیرن
میز دوم: نواری با عبادی میشینه
 از بس که حرف میزنن کلاس جنون می گیره
  میز سوم جنینه(نوزاد قلعه نو) محمدی کنارش
  محمدی چیپس میخره نوزاد می گه بیارش
میز بعدی سیمایه برق کلاس میشینه 
 اصلا که حرف نمی زنه !! بیچاره دلش میگیره
کنار اون غلامی با الهه نشستن
  از دست حرفای سیما یه عمریه که خستن
ردیف بعد الهه میز اول میشینه
 عاشق هری پاتره! فشن کلاس همینه
دیوونه کرده ما رو بسکه میگه میخنده
 همش توفکر تیکست تو جواب کم نمیاره
پشت سرش فرح با ساناز همش میخندن
اون میگه سامان نازه اون یکی میگه بهمن
بعد اونا طاهره مفسرمون ساکته
 کنار اون بهاره آخر اینترنته
این دو تا میز بعدی ارازل اوباشن
 با دیدن سعیدی(ناظم) تو شلوارا می...
آتنا هم تو فکر یه سوژه پیدا کنه
 فکر کنم این آخری اسمش چیه ! احسانه!
محبوبه سن خنکی عاشق نازیلای(دبیر سیستم)
 همش تو فکر اونه انگار میگی خدایه
بعد اونا ناهیده دوست پسری نداره
  از هر پسر بپرسی اطلاعات میاره
کنار اون مریم کلاس زبان نمیره!
 یه زنگ سوال نپرسه آخر زنگ میمیره
پشت سرش مهناز و زهره میشینن 
  هر روز با 38 میان تا که منو ببینن
ردیف بعدی عشقه چون جیگرا اونجاین
 سه تا رفیق مامان بعضی وقتا باباین
میز اول پوستچیان با ملکی میشینه
 فائزه توی مکه انسیه هم مدینه
جرجانی و طیفوری پشت سر اوناین
 هر دو تا بچه مثبت گاهی ما رو میپاین
حالا به میز کنفرانس رسیدیم
 سه تا رفیق ساده و آب زیر کاه و بی صدا!
البته این سه تا دوست خیلی باحال و باوفان
  بر عکس فکر دبیرا خیلی ساکت و بی صدان
نفیسه  My Feoryبا سوسن و عشقتون 
 هر سه تامون باحالیم امضا بدیم بهتون؟
نفیسه که تو ذهنش زن محمد شده
  سوسن و من تو پارتی ,اکس و عقده و بهتون
درسته که معلما این کلاسو دوست ندارن
  وقتی که اینجا میرسن خم تویه ابرو میارن
اما باید باور کنن شاید اونا حرف میزنن
  اما خدا شاهده که درس و دبیرو دوست دارن

+ نوشته شده در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386ساعت 20:45 توسط JoOJoO Tanha |

mmm-elahe-mmm.blogfa.com