يک نفر در دل شب ،
يک نفر در دل خاک ... 
يک نفر همدم خوشبختي هاست ،
يک نفر همسفر سختي هاست ،
چشم تا باز کنيم عمرمان مي گذرد...
ما همه همسفريم 

بعضي ها ميگويند ما حوصله ي عاشقي را نداريم ولي انها نميدونن خدا با چه عشقي جهان و انسانها را به وجود اورد و انسان با چه عشقي براي معشوقش كار ميكنه و دريا با چه عشقي خودشو به ساحل ميرسونه تا ساحل براي يه بارم شده بوسش كنه.

گفتی: هر وقت خواستی گریه کنی برو زیر بارون که نکنه نامردی
اشکاتو ببینه و بهت بخنده،
گفتم: اگه بارون نبود چی ؟
گفتی : اگه چشمای قشنگ تو بباره آسمونم گریش میگیره،
گفتم: یه خواهش دارم، وقتی آسمون چشمام خواست بباره تنهام نزار،
گفتی: چشم،
حالا امروز من دارم گریه میکنم اما آسمون
نمیباره، تو هم اون دور دورا ایستادی و بهم میخندی...

چندي است که بيمار وفايت شده ام در بستر غم چشم براهت شده ام
اين را تو بدان اگر بميرم روزي مسئول تويي که من فدايت شده ام
آدما مثله يه كتاب ميمونن تا وقتي تموم نشن براي ديگران جذاب هستند ...
پس تو هم سعي كن خودتو جلوي ديگران تند تند ورق نزني براي اينكه
وقتي تموم بشي مطمئن باش ميرن سره يه كتابه ديگه

بنويس بر باور رود
بنويس از من بنويس
بنويس عاشق يكي بود


به جرم اينكه خيلي ساده بودم
به زندان دلت افتاده بودم
اگر چه حكم چشمانت ابد بود
براي مرگ هم آماده بودم
ابراز عشق من قهر كردن است...
شادي من گريه كردن است...
امّا وقتي تو را ميبينم از شادي عشق مو با فرياد ابراز مي كنم

باد كه مياد آروم آروم قاصدك هارو مياره
دلم ميگه خدا كنه باز خبر از تو بياره
چشام همش تا به سحر به ياد تو خواب نداره
خاطره ها جون مي گيره باز تو رو يادم بياره

اجازه هست خيال كنم تاآخرش مال مني؟؟؟
خيال كنم دل منو با رفتنت نمي شكني؟؟؟
اجازه هست خيال كنم بازم مياي مي بينمت ؟؟؟
بااون چشماي مهربون دوباره چشمك ميزني؟؟؟
طپش طپش باچشمكت غزل بگم براي تو؟؟؟
بااتكا به عشق تو تو زندگي برم جلو ؟؟؟

آنگاه كه ضربه هاي تيشه زندگي را بر ريشه آرزوهايت حس مي كني، به خاطر بياور كه زيبايي شهاب ها از شكستن قلب ستارگان است

بهم می گن مطالب شاد بذارم تو وبلاگ![]()
ولی من فکر می کنم طرفدار مطالب lOvE غم انگیز بیشتره!!!![]()


ان روز وقتی بدترین خبری که انتظرشو نداشتم بهم داد اشک تو چشمام جمع شد.
"طعم احساسم ملس بود"


خودمم نمی دونم تو این پست چی بذارم .
پس سکوت می کنم چون خودش پر حرف نگفته است.
سکوت هم دستور زبانی دارد که ناآشنایان با آن بیگانه اند.