تبليغاتX
JoOJoO Tala
You Mean Every Thing For Me

سلام :
می خوام بگم امروز تولد اونی که این وبلاگ و به خاطرش درست کردم.

اما حالا که باید باشه اینجا نیست

نمی دونم چرا بعضی از شماها وقتی میبینین که من این قدر دوسش دارم بهم میگین ذلیل

یا می گین الهه ازت بدم اومد . همه ی شماها که می دونین من دوسش دارم پس چرا ...

اصلا مگه تو تا به حال تو عمرت کسی رو دوست نداشتی؟

یکی که  واسش بمیری؟!

با اینکه من زیاد دوسش نداشتم ولی خوب این جمله رو قبول دارم که

می گه: (قدر گل را آن زمان دانی که گل در باغ نیست)

اصلا واسم مهم نیست راجع به من چی فکر می کنی!

ولی دیگه باید بی خیال شد مگه نه؟! خوب قول میدم دیگه از محمد نگم .

من فقط منتظر امروز بودم.

اگه بعد از این گفتم محمد اصلا هکم کن

اما نه تو این کارو نمی کنی مگه نه؟

خوب قول میدم ...

بازمMe30 که اومدی

BaBay 
 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 19:16 توسط JoOJoO Tanha |

دیشب برایت 4 شمع روشن کردم
یکی برای دیدنت
دو تا برای بوسیدنت
سه تا برای در آغوش کشیدنت
چهار تا برای برگشــــــــــــتنت

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 19:9 توسط JoOJoO Tanha |

وقتی تو به دنیا آمدی فرشته ها گریه می کردند;
چون یک نفر از آنها آمده بود روی زمین, فرشته ها به دنبال تو می گشتند
ولی من جای تو را لو ندادم

چون بدون تو زندگی من معنایی نداره.

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 19:5 توسط JoOJoO Tanha |

فرشته ها که خندیدند و بال های سفیدشان را باز کردند
,معجزه ای شد, نور بارید و تو آمدی...

 

 


+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 19:0 توسط JoOJoO Tanha |

تولدت مبارک محمد جون تولدت مبارک محمد جون

با تولد زیبایت منت سر تقویم ما گذاشتی ,بهار را خجالت دادی,خرداد را سرافراز کردی, و عدد 30 را تا ابد شرمنده ی خود ساختی.


 

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 18:57 توسط JoOJoO Tanha |

امروز به یاد تو, فردا به یاد تو, همیشه به یاد تو خواهم بود و خواهم ماند چون بودنت هدیه ایست برای قلب کوچکم و آرزوی من شاد بودن دل پروانه ای یه توست.

mobarakkkkkkkkkkkkkk

+ نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد 1386ساعت 18:53 توسط JoOJoO Tanha |

فردا میاد

Mohammad Am...

 

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم خرداد 1386ساعت 20:29 توسط JoOJoO Tanha |

گیاهی ریشه در خویشم که در خورشید می رویم.

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 12:0 توسط JoOJoO Tanha |

به انتظار تصویر تو

این دفتر خالی

تا چند

تا جند

ورق خواهد خورد؟!

 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و هشتم خرداد 1386ساعت 11:48 توسط JoOJoO Tanha |

سكوتم را به باران هديه كردم

، تمام زندگي را گريه كردم

، نبودي در فراق شانه هايت

، به هر خاكي رسيدم تكيه كردم


 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 20:7 توسط JoOJoO Tanha |

نديدم بهاری

                محبت ز ياری

                                دلم غرق خون شد

                                                        عجب روزگاری

 

+ نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 20:3 توسط JoOJoO Tanha |

   تو را گم کرده ام امروز و حالا لحظه های من گرفتار سکوتی سرد و سنگین اند

و چشمانم که تا دیروز به عشقت می درخشیدند نمی دانی چه غمگین اند عصای دست پیری بود         

 برایم دستهای تو چراغ روشن شب بود برایم چشمهای تو نمی دانی چه خواهد شد 

 فقط بی تاب و دلگیرم کجا ماندی که من بی تو هزاران بار در هر لحظه می میرم.

  •  

     

  • + نوشته شده در شنبه بیست و ششم خرداد 1386ساعت 19:54 توسط JoOJoO Tanha |

    mmm-elahe-mmm.blogfa.com