تبليغاتX
JoOJoO Tala
You Mean Every Thing For Me

من دلم ميخواهد خانه اي داشته باشم پر دوست كنج هر ديوارش دوستانم بنشينند آرام گل بگو گل بشنو هر كسي ميخواهد وارد خانه پر مهر و صفامان گردد شرط وارد گشتن شستشوي دلهاست شرط آن داشتن يك دل بي رنگ و رياست بر درش برگ گلي ميكوبم و به يادش با قلم سبز بهار مينويسم اي دوست خانه دوستي ما اينجاست تا كه سهراب نپرسد ديگر خانه دوست كجاست!!!


nanaz

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:14 توسط JoOJoO Tanha |

ارزويم اين است

نتراود اشک در چشم تو هرگز مگر از شوق زياد

نرود لبخند از عمق نگاهت هرگز

و به اندازه ي هر روز تو عاشق باشي

 آنکه تو را مي خواهد و به لبخند تو از خويش رها مي گردد

 و تو را دوست بدارد هر آن اندازه که دلت مي خواهد

jooooojooooo


 

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد 1386ساعت 11:2 توسط JoOJoO Tanha |

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:55 توسط JoOJoO Tanha |

خدا جون:
بازم مثله همیشه, ازت می خوام مراقبش باشی, "هیچ وقت تنهاش نذار"

خدا جون تو رو خدا مواظبش باشی یه موقع مریض نشه,آفرین.

دوستت دارم

""تو رو خدا""

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:38 توسط JoOJoO Tanha |

دیگه چی بگم؟

نه بابا من که کم نمیارم! یعنی هرگز. فکرشم نکن.

الان یکم دلم بهتر شده یعنی یکم از حالت تنگی در اومده .

اما....خوب باید سوخت و ساخت ولی این کارا تنهایی سخته

  

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:25 توسط JoOJoO Tanha |

 

before me, ask if you
could bring a friend

اگر تو خواستی قبل از من بمیری 

 بهم بگو که می خوای یه دوست رو هم همراه خودت ببری یا نه . 

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:19 توسط JoOJoO Tanha |

اگه سلطنت بلد نباشم سلطنت نميکنمٍ اگه زندگی بلد نباشم زندگی نميکم اما اگه دوست داشتن رو بلد نباشم به خاطره تو ياد ميگيرم.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 13:4 توسط JoOJoO Tanha |

بگذارید و بگذرید،ببینید و دل نبندید،چشم بیاندازید و دل نبازید،که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت.

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 12:22 توسط JoOJoO Tanha |

عاشقی پیداست از زاری دل
نیست بیماری چو بیماری دل
علت عاشق ز علت ها جداست
عشق,اصطرلاب اسرار خداست
عاشقی گر زین سر و گر زان سر است
عاقبت ما را بدان سر رهبر است
هرچه گویم عشق را شرح و بیان
چون به عشق آیم خجل باشم از آن
چون قلم اندر نوشتن می شتافت
تا به عشق آمد قلم بر خود شکافت
عقل در شرحش چو خر در گل بخفت
شرح عشق و عاشقی هم عشق گفت
آفتاب آمد ,دلیل آفتاب!

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 12:1 توسط JoOJoO Tanha |

هر شب
آیینه ای از رویا
در برابر دیدگانم
هر شب
تو در آینه لبخند می زنی
هر صبح
خرده های خوابم را جمع می کنم
تکه های آینه را در مشت پنهان می کنم
تکه های آینه تکه های خنده است
هر روز
به خرده های رویا در مشت
به تو و سپیده دم سلام می کنم
هر صبح
آفتاب آینه را می شکند
هر روز
تو در آیینه ای شکسته با منی...

 

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 11:56 توسط JoOJoO Tanha |

در این غروب سوت و کور
به یاد تو نشسته ام

منم, قلم و دفترم
من و هزار جور یاد تو
هزار خط نوشته ام
هـــزار بار...

و پاره کرده ام
نوشته های بی سرور را
دوباره تو, قلم و دفتری غریب

دوباره من...
و باز پاره کرده ام!

چرا نمی توان نوشت؟
برای تو!!!
تو یک بهار ساده ای
نمی توانمت سرود...

+ نوشته شده در پنجشنبه هفدهم خرداد 1386ساعت 10:44 توسط JoOJoO Tanha |

دوست دارم يه سنگ بردارم و روي اون بنويسم:دلم برات تنگ شده و اونو محکم بکوبونم توي سرت تا بفهمي که فراموش کردن من چقدر سخت و دردناکه

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 18:35 توسط JoOJoO Tanha |

تا اومدم حرف بزنم ,گفتی برو نمون پیشم
گوش ندادی به حرف من که گفتم عاشقت میشم
خواستم یه چیز خوب بگم ,گفتی همش تکراریه
حرفایه عاشقونتم فقط از رو بی کاریه
گفتم باشی ,من می مونم ,گفتی که باور نداری
نگفتی من چی کار کنم!این همه اما میاری
خوب می دونی دوست دارم,پس چرا هی ناز می کنی؟
پشت سرم بد می گی و راز منو باز می کنی
ورد زبونت این شده که من لیاقت ندارم
چقدر بهت بگم نگو ,من دیگه طاقت ندارم
می خوای بگی که من بدم,تو واقعا نمی دونی ؟
من نباشم کنار تو ,تنهای تنها می مونی


 

+ نوشته شده در سه شنبه پانزدهم خرداد 1386ساعت 18:19 توسط JoOJoO Tanha |

mmm-elahe-mmm.blogfa.com